شاید از سال گذشته که در روز تولدم پدرم سکته کرد و دوستمون، رییس بیمارستان گفت نهایت ۴تا۵ ماه ادامه بده. ونیز ۹۶ که در لحظه سال تحویل صفورا به کما رفت، و جراحش گفت که کمتر از یک هفته بکشه کالبد، دیگه کلیه تاریخها، ارزشش رو برام از دست داد.و مدتهاست دیگه هر روز صبح به این فکر می کنم چطور می تونم از همین حالا و همین امروز، سال ام رو نو کنم و از همین امروز که ادامه زندگی رو دوباره شروع می کنم، ماه ام و سال ام و آتیه ام رو بسازم.و از همه جالب تر اینه رسم روزگار اینه که اصلا مطمن نیستیم که فردایی، هم هستیم که با این ایده ادامه بدیم یا خیر؟!!!و این نسبیت و عدم قطعیت، شاید قشنگ ترین نقطه قوت دوران گذار پست مدرن باشه، که متوجه باشیم نسبت به لحظه قبل نه آنم که آنم و نه روزگار سیال، آنِ قبل...شاید همین نکته هم سبب بشه که رها باشیم از هر چه قطعیت، قید و دلبستگی ...شاد زی و مانا
برچسب:
نویسنده: کیان موسویپور
تاريخ: چهارشنبه
16 خرداد
1403 ساعت: 2:53